تبليغاتX
املت دسته دار
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
در محفل رندان
.

دهمین نشست درمحفل رندان برگزار شد.

دوشنبه بیستم شهریور  در تالار شماره ی ۲ اندیشه(حوزه هنری)

آقای محمد علی علومی به نقد آثاری از منوچهر احترامی  پرداخت.

|+| نوشته شده توسط ناصر فیض در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 0:14 | 
( دودشناسى (دودولوژى

 دودشناسى (دودولوژى)

 

امان از دست اين «دود»! چه بلاها و گرفتارى‏ها كه بر سر مردم دنيا نياورده است؟! در طول تاريخ بشريت، به نظر مى‏رسد تنها جايى كه از دود استفاده درستى شده در ميان قبايل بدوى بوده كه از آن به جاى آيفون (همان كه به غلط آن را هاى فون مى‏گويند!) كار كشيده‏اند! اين قبيله‏ها از دور به يكديگر علامت مى‏داده‏اند كه آهاى، قبيله آن‏ورى! ما اين وريم، آهاى!!

 در روزگار ما نيز چند مورد استفاده آدم‏وار از دود شده كه عبارتند از: دود دادن ماهى و دود دادن برنج. كه البته، هنوز معلوم نيست براى چه اين محصول و موجود زبان بسته را دودى مى‏كنند! يك مورد ديگر هم كه با دو مورد قبلى- به عبارت شما- مى‏شود سه مورد، دود كردن است. همان دود كردن آخرين ماه سال شمسى، يعنى: اسفند، تا بهار چشم نخورد. تا اينجا شد سه مورد، مى‏بينيد اين دود چقدر «مورد» دارد؟

 براى آگاهى از ديگر مصيبتهايى كه دود به بار مى‏آورد مى‏توانيد به كتاب «دودشناسى» مراجعه كنيد. ما به اين كتاب مراجعه كرديم و از دود خيلى بدمان آمد. چند روز است از انواع دود حالمان به هم مى‏خورد، قليان كه مى‏بينم انگار يكى به ما بد و بيراه مى‏گويد، سيگار كه حرفش را نزن! سيگار نه، زهر مار! همين‏طور بگير و برو بالا! فكر نمى‏كنم كسى به آخرش برسد، چون قبل از رسيدن به آخرش، دود از كله‏اش بلند شده و كابينه عمرش سقوط خواهد كرد! از دود لوله اگزوز بدمان مى‏آمد، حالا بدتر هم شده، نگاه كه به اين لوله مى‏اندازيم مورمور مى‏شويم با تنمان كه او هم همين‏طور مى‏شود مورمور!

 مى‏بينيد داريم چه شكلى حرف مى‏زنيم؟ اينها همه عوارض «از دود بدمان آمدن» است. خدا پدرش را بيامرزد كه اين «دود» را به ما خوب شناساند. حالا ما خودمان يك «دودولوژ» وارديم و از اين من بعد! قرار گذاشته‏ايم در هر بحثى مطالبى هم پيرامون نظريه‏هاى گوناگون «دودولوژيك» عنوان كنيم. نويسنده «ارجمند» اين كتاب كه اسمش «ميم» است چنان به زواياى ريز و درشت كار احاطه دارد كه خواننده را در طول متن به اين باور مى‏رساند كه واقعاً از دود متنفر است. از ويژگيهاى سبكى نويسنده يكى رعايت ادب در فحش دادن ناگزير به دوديست‏هاى محترم است كه كاملاً از استهجان به دور است. حتى در جايى كه آدم نمى‏تواند جلوى خودش را بگيرد و فحش ندهد به بعضى‏ها كه مرتب دود مى‏كنند و يك پك هم خجالت نمى‏كشند! باز هم نويسنده خوب اين اثر كسى را به فحش نمى‏كشد تا باز او را ياد كشيدن بيندازد.

 عناوين فصلهاى اين اثر به روايت از صفحه فهرست چنين است: نظريه پيدايش دود، ديدگاه آئينى، نگاه اسطوره‏اى، منظر زبان‏شناسى، ريشه تاريخى، فسيل‏ورزى، منشأ روان‏شناختى، علم وراثت چه مى‏گويد؟، دود و دستگاه عصبى مغز، علل و انگيزه‏ها، جغرافياى دودستان، منوّر الدودى، حالى سود!، مو... سيقار، دود خوآن، تِرِه مينولوژى و...

 نويسنده در بخشى از كتاب در ارتباط با خواب و دود، تعبيرهايى دارد كه در نوع خود حكيمانه و سرشار از شيرينى است كه با دود مى‏چسبد و تا آخر عمر آدم را ول نمى‏كند:

 - اگر بر فراز كوه و كتل پرواز مى‏كرديد و پيرزنى را ديديد كه آن پايين دود و دم راه انداخته بود و دورش «كُرنشوم بابا» مى‏رقصيد خوف نكنيد. او همان دود خوان است كه تغيير شكل داده و علامت مى‏دهد و احتمالاً چند روز ديگر كتابى درباره او به شما هديه مى‏دهند.

 - اگر به رستورانى رفتيد كه همه گارسونهايش ماهى قزل‏آلا بودند و شما سفارش ماهى دودى داديد تعبيرش اين است كه شما نمك خونتان پايين است، من بعد سوراخ نمكدانتان را گشادتر كنيد.

 - اگر از دره‏اى آويزان بوديد و هى دست و پا مى‏زديد و آن پايين هم دود و دمى هوا رفته بود، خودتان را رها كنيد. هيچ اتفاقى نمى‏افتد. ناسلامتى خواب هستيد!

 - اگر دودكش بزرگى را ديديد كه همين طورى روى هواست و دود مى‏كند، خدا خانه خيلى بزرگى بهتان مى‏دهد كه زير آن نصب كنيد!

 و....

 بخش پايانى كتاب مربوط به «تره مينولوژى» (اصطلاح‏شناسى) است، نويسنده ميم. ارجمند دودولوژى برخى از اصطلاحات آمده در متن كتاب را معنى و شرح كرده است كه با خواندن آنها، متن لذتى دوچندان به مخاطب خواهد بخشيد:

 دوديست: كسى كه عشقش دودورزى است. او ممكن است دودى را بكشد، هواكند يا تو بدهد.

 - پف دود: دودى، وقتى دود را پف مى‏كند، اثرى روى هوا مى‏ماند كه به آن پل دود مى‏گويند.

 duet: دونوازى، اصطلاحى است در موسيقى، ولى دوديست‏ها به هم‏نوازى دو فلوت زن مى‏گويند!

 عقده دوديپ: يادآور عقده اوديپ. اين عقده برآمده از دودهايى است كه والدين دودى يك عمر در حلق بچه‏هايشان فرو مى‏كنند و....

 دودولوژى يا دودشناسى را نشر پيكان به‏طور آزمايشى در سه هزار نسخه چاپ و منتشر كرده است. ميم. ارجمند نام مستعار نويسنده اصلى كتاب است كه بعضى از دوستانش او را كاملاً مى‏شناسند!

 

|+| نوشته شده توسط ناصر فیض در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 4:5 | 
!غزل مدرن
کجاست آنکه به من گفت : هی...شما آقا! 

                                               میان آن همه من های مشتبه با ما ؟

خیال کرد که من هم شباهتی دارم

                                           به آن همه من و تو ٬ او و ما ٬ شما ٬ آنها

همان که نام مرا بی دهان صدا می کرد

                                            همان گرفته مرا اشتباهی آن شب ٬با...

کسی که آن طرف این همه ضمایر گنگ

                                                 نشسته بود کمی آن طرف تر از آنجا

مرا نشان خودم داد و دست آخر رفت

                                           همان که نام مرا خواند و بعد از آن من پا

شدم که چند قدم رفته باشم از پی او

                                                به در رسیدم و در مانده بود لایش وا

شبیه یک شبح آمد شبیه گم شد و رفت

                                               گمان کنم به همان مقصدی که نا پیدا

ولی نه ٬ شاید از آن در دوباره بر می گشت

                                                   میان آن همه می خواند باز نام مرا

و یا به جای من از یک نفر ٬به غیر از من

                                                  سراغ شعر مرا می گرفت از او تا...

تو هم که شعر مرا خوانده ای ـ همین شعرم

                                            تو را کمی بکشد سوی من همین حالا!

|+| نوشته شده توسط ناصر فیض در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 1:26 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar