تبليغاتX
املت دسته دار
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
( دودشناسى (دودولوژى

 دودشناسى (دودولوژى)

 

امان از دست اين «دود»! چه بلاها و گرفتارى‏ها كه بر سر مردم دنيا نياورده است؟! در طول تاريخ بشريت، به نظر مى‏رسد تنها جايى كه از دود استفاده درستى شده در ميان قبايل بدوى بوده كه از آن به جاى آيفون (همان كه به غلط آن را هاى فون مى‏گويند!) كار كشيده‏اند! اين قبيله‏ها از دور به يكديگر علامت مى‏داده‏اند كه آهاى، قبيله آن‏ورى! ما اين وريم، آهاى!!

 در روزگار ما نيز چند مورد استفاده آدم‏وار از دود شده كه عبارتند از: دود دادن ماهى و دود دادن برنج. كه البته، هنوز معلوم نيست براى چه اين محصول و موجود زبان بسته را دودى مى‏كنند! يك مورد ديگر هم كه با دو مورد قبلى- به عبارت شما- مى‏شود سه مورد، دود كردن است. همان دود كردن آخرين ماه سال شمسى، يعنى: اسفند، تا بهار چشم نخورد. تا اينجا شد سه مورد، مى‏بينيد اين دود چقدر «مورد» دارد؟

 براى آگاهى از ديگر مصيبتهايى كه دود به بار مى‏آورد مى‏توانيد به كتاب «دودشناسى» مراجعه كنيد. ما به اين كتاب مراجعه كرديم و از دود خيلى بدمان آمد. چند روز است از انواع دود حالمان به هم مى‏خورد، قليان كه مى‏بينم انگار يكى به ما بد و بيراه مى‏گويد، سيگار كه حرفش را نزن! سيگار نه، زهر مار! همين‏طور بگير و برو بالا! فكر نمى‏كنم كسى به آخرش برسد، چون قبل از رسيدن به آخرش، دود از كله‏اش بلند شده و كابينه عمرش سقوط خواهد كرد! از دود لوله اگزوز بدمان مى‏آمد، حالا بدتر هم شده، نگاه كه به اين لوله مى‏اندازيم مورمور مى‏شويم با تنمان كه او هم همين‏طور مى‏شود مورمور!

 مى‏بينيد داريم چه شكلى حرف مى‏زنيم؟ اينها همه عوارض «از دود بدمان آمدن» است. خدا پدرش را بيامرزد كه اين «دود» را به ما خوب شناساند. حالا ما خودمان يك «دودولوژ» وارديم و از اين من بعد! قرار گذاشته‏ايم در هر بحثى مطالبى هم پيرامون نظريه‏هاى گوناگون «دودولوژيك» عنوان كنيم. نويسنده «ارجمند» اين كتاب كه اسمش «ميم» است چنان به زواياى ريز و درشت كار احاطه دارد كه خواننده را در طول متن به اين باور مى‏رساند كه واقعاً از دود متنفر است. از ويژگيهاى سبكى نويسنده يكى رعايت ادب در فحش دادن ناگزير به دوديست‏هاى محترم است كه كاملاً از استهجان به دور است. حتى در جايى كه آدم نمى‏تواند جلوى خودش را بگيرد و فحش ندهد به بعضى‏ها كه مرتب دود مى‏كنند و يك پك هم خجالت نمى‏كشند! باز هم نويسنده خوب اين اثر كسى را به فحش نمى‏كشد تا باز او را ياد كشيدن بيندازد.

 عناوين فصلهاى اين اثر به روايت از صفحه فهرست چنين است: نظريه پيدايش دود، ديدگاه آئينى، نگاه اسطوره‏اى، منظر زبان‏شناسى، ريشه تاريخى، فسيل‏ورزى، منشأ روان‏شناختى، علم وراثت چه مى‏گويد؟، دود و دستگاه عصبى مغز، علل و انگيزه‏ها، جغرافياى دودستان، منوّر الدودى، حالى سود!، مو... سيقار، دود خوآن، تِرِه مينولوژى و...

 نويسنده در بخشى از كتاب در ارتباط با خواب و دود، تعبيرهايى دارد كه در نوع خود حكيمانه و سرشار از شيرينى است كه با دود مى‏چسبد و تا آخر عمر آدم را ول نمى‏كند:

 - اگر بر فراز كوه و كتل پرواز مى‏كرديد و پيرزنى را ديديد كه آن پايين دود و دم راه انداخته بود و دورش «كُرنشوم بابا» مى‏رقصيد خوف نكنيد. او همان دود خوان است كه تغيير شكل داده و علامت مى‏دهد و احتمالاً چند روز ديگر كتابى درباره او به شما هديه مى‏دهند.

 - اگر به رستورانى رفتيد كه همه گارسونهايش ماهى قزل‏آلا بودند و شما سفارش ماهى دودى داديد تعبيرش اين است كه شما نمك خونتان پايين است، من بعد سوراخ نمكدانتان را گشادتر كنيد.

 - اگر از دره‏اى آويزان بوديد و هى دست و پا مى‏زديد و آن پايين هم دود و دمى هوا رفته بود، خودتان را رها كنيد. هيچ اتفاقى نمى‏افتد. ناسلامتى خواب هستيد!

 - اگر دودكش بزرگى را ديديد كه همين طورى روى هواست و دود مى‏كند، خدا خانه خيلى بزرگى بهتان مى‏دهد كه زير آن نصب كنيد!

 و....

 بخش پايانى كتاب مربوط به «تره مينولوژى» (اصطلاح‏شناسى) است، نويسنده ميم. ارجمند دودولوژى برخى از اصطلاحات آمده در متن كتاب را معنى و شرح كرده است كه با خواندن آنها، متن لذتى دوچندان به مخاطب خواهد بخشيد:

 دوديست: كسى كه عشقش دودورزى است. او ممكن است دودى را بكشد، هواكند يا تو بدهد.

 - پف دود: دودى، وقتى دود را پف مى‏كند، اثرى روى هوا مى‏ماند كه به آن پل دود مى‏گويند.

 duet: دونوازى، اصطلاحى است در موسيقى، ولى دوديست‏ها به هم‏نوازى دو فلوت زن مى‏گويند!

 عقده دوديپ: يادآور عقده اوديپ. اين عقده برآمده از دودهايى است كه والدين دودى يك عمر در حلق بچه‏هايشان فرو مى‏كنند و....

 دودولوژى يا دودشناسى را نشر پيكان به‏طور آزمايشى در سه هزار نسخه چاپ و منتشر كرده است. ميم. ارجمند نام مستعار نويسنده اصلى كتاب است كه بعضى از دوستانش او را كاملاً مى‏شناسند!

 

|+| نوشته شده توسط ناصر فیض در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 4:5 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar